Take a fresh look at your lifestyle.

چگونه به فرزند افسرده خود کمک کنیم؟

16

در این قسمت از مجله بی نسخه می خواهیم شما مخاطبین گرامی را با راه هایی برای آنکه بفهمید فرزند نوجوانتان به افسردگی دچار شده است، و راهکارهایی برای کمک به آنها آشنا کنیم. پس در ادامه با مقاله چگونه به فرزند افسرده خود کمک کنیم؟ همراه باشید.

 

اگر در خانه یک نوجوان داشته باشید، احتمالا با سکوت یا پاسخ های مبهم هنگامی که تلاش می کنید با آنها ارتباط برقرار کنید، تمایل برای خواب طولانی در طول روز، و ترجیح دادن تلفن همراه و رایانه به برقراری ارتباط رو در رو با افرادی که دوستشان دارند، آشنا هستید.

این رفتارها در اکثر نوجوانان دیده می شود، اما می تواند نشانه هایی از افسردگی نیز باشد. تغییرات ناگهانی در خلق و خوی نوجوانان ممکن است شما را به این فکر بیندازد که آیا این رفتارها علائمی از عدم سلامت روانی است یا فقط به خاطر دوره نوجوانی آنهاست.  

علائم افسردگی در نوجوانان اغلب شامل موارد زیر است:

  • تحریک پذیری غیر معمول
  • عصبانیت های شدید
  • خستگی، کمبود انرژی و بی حالی
  • درد در قسمت های مختلف بدن یا مشکلات معده
  • علاقه کمتر به فعالیت های معمول خود
  • علاقه کمتر به گذراندن وقت با دوستان یا خانواده
  • افت نمره یا عدم علاقه به مدرسه
  • خودگویی منفی یا انتقادی
  • صحبت در مورد خودکشی یا مرگ

اگر در بیشتر روزها و برای مدت بیش از یک یا دو هفته متوجه این علائم شده اید، ممکن است نوجوان شما دچار افسردگی شده باشد. در این مقاله راه هایی برای نحوه برخورد ملایم با موضوع و حمایت از نوجوان ارائه شده است.

تو هر سن و هر جنسیتی هستی می تونی مکمل های خوبی توی بی نسخه پیدا کنی که به سلامتیت کمک می کنن.

1. بپرسید (و به پرسیدن ادامه دهید)

با پیدا کردن یک زمان آرام و خصوصی برای گفتگو شروع کنید. برای شروع صحبت، بهتر است یکی از والدین این کار را شروع کند، زیرا زمانی که هر دو والدین با فرزند روبرو شوند، ممکن است فضای تقابل ایجاد شود. رفتارهایی که موجب نگرانی شما شده اند را مطرح کنید:

  • “من تعجب می کنم که چرا اخیراً وقت زیادی را با دوستانت صرف نمی کنی.”
  • “من نگرانم چون خیلی بیشتر از حد معمول می خوابی.”
  • “متوجه شده ام که این روزها خیلی زود عصبانی می شوی.”
  • “من نگرانم چون اخیراً تلاش زیادی برای انجام وظایف مدرسه نمی کنی.”

سپس، سوالات خود را ادامه دهید:

  • “چه اتفاقی افتاد که نظرت در مورد دوستانت تغییر کرد؟”
  • “می تونی به من توضیح بدی که چه چیزی اذیتت می کنه؟”
  • “چی باعث میشه که این احساس رو داشته باشی؟”
  • “آیا به مرگ فکر می کنی؟”

به خاطر داشته باشید، این ایده که پرسیدن درباره خودکشی به کسی ایده می دهد فقط یک افسانه است. پرسیدن در مورد افکار خودکشی از فرزندتان، ارائه حمایت مناسب از او را آسان می کند. در ادامه منابع راهنمایی های بیشتری در این مورد به شما ارائه خواهیم کرد.

کاملاً طبیعی است که احساس ترس کنید و بخواهید فوراً این مسئله را با یک متخصص روانشناس یا روانپزشک در میان بگذارید. با این حال، صحبت کردن آنها در ابتدا می تواند به شما کمک کند تصویر واضح تری از آنچه در حال رخ دادن است داشته باشید.

اگر اولین باری که با او صحبت می کنید پاسخی از فرزندتان نمی شوید، به پرسش ادامه دهید. اگر به نظر می رسد که دوست ندارد در مورد افسردگی صحبت کند، به او یادآوری کنید که این یک بیماری روانی رایج است، نه یک انتخاب، شکست یا هر چیزی که تحت کنترل او باشد.

چگونه به فرزند افسرده خود کمک کنیم؟

2. آماده گوش دادن باشید

هنگامی که فرزندتان شروع به صحبت می کند، سراپا گوش باشید تا او هم این احساس را داشته باشد که کسی به او گوش می دهد. هرکاری را که در حال انجام آن هستید، اعم از کار، برنامه ریزی غذا یا آماده کردن بچه ها برای خواب، در اسرع وقت تمام کنید و نگذارید زمان از دست برود.

گاهی افسردگی به افراد این احساس را می دهد که انگار دارند بر عزیزانشان فشار می آورند. این بدان معناست که ممکن است حتی وقتی که خیلی منطقی به آنها می گویید “فقط 5 دقیقه!” ، آنها این جمله را به عنوان طرد شدن تلقی می کنند و در مورد اینکه دوباره مزاحم شما بشوند تردید پیدا می کنند.

اگر نمی توانید کاری را که انجام می دهید متوقف کنید، یک لحظه برای توضیح آن وقت بگذارید. “من می خواهم توجه کاملم را به تو اختصاص بدهم، پس اول باید این کار را تمام کنم. حدود 45 دقیقه دیگر کارم تمام می شود و سپس می توانم روی تو تمرکز کنم. “

وقتی زمان صحبت فرارسید:

  • تمام توجه خود را به آنها معطوف کنید.
  • از قطع، اتمام جملات یا پر کردن مکث های آنها خودداری کنید. بگذارید آنها طوری که می خواند نظرات خود را بیان کنند، حتی اگر طول بکشد.
  • روی کلمات آنها تمرکز کنید، نه آنچه می خواهید به آنها بگویید.
  • آنچه را که گفته اند خلاصه کنید تا مطمئن شوید که متوجه شده اید. “اینطوری که به نظر میرسه از زندگی غمگین و ناامید شدی و نمی تونی انرژی لازم برای انجام هر کاری رو پیدا کنی. درسته؟”
  • اگر مطمئن نیستید منظور آنها چیست، توضیح بیشتری بخواهید.

اگه موقع خوابیدن مشکل داری و به خاطرش همش کسل و بی حالی، یه سر به سایت بی نسخه بزن و مکمل های گیاهی که به تنظیم خواب کمک می کنن رو ببین و اگر خواستی سفارش بده تا در خونه تحویلشون بگیری!!!

ممکن است دقیقاً متوجه احساس آنها نشوید، اما سعی نکنید با  گفتن مواردی مانند جملات زیر احساسات آنها را بی اهمیت و کوچک بشمارید:

  • “اوه، این خیلی مهم نیست.”
  • “همه گاهی چنین احساسی دارند.”
  • “من در دوران نوجوانی همیشه بد مزاج بودم، اما بالاخره آن دوران گذشت.”

در عوض با دلسوزی و تصدیق حرف هایشان جواب آنها را بدهید:

  • “من می توانم ببینم چگونه تحت تأثیر این افکار قرار گرفته ای.”
  • “این دردناک به نظر می رسد، اما تو تنها نیستی. من اینجا هستم تا از تو حمایت کنم. “
  • “من فکر می کنم احساس غم و ناراحتی دائمی که داری باعث شده خسته بشی. تو داری ناراحتی های زیادی را تحمل می کنی. “

 

3. به آنها کمک کنید تا از یک متخصص کمک بگیرند

اگرچه دلسوزی و راهنمایی شما می تواند تفاوت بزرگی برای فرزند شما ایجاد کند، کمک حرفه ای معمولاً بهترین راه برای بهبود علائم است.

اگر فرزندتان در ابتدا با ایده درمان مخالفت می کرد، صحبت با یک مشاور مدرسه، متخصص اطفال خانواده یا معلم مورد علاقه اش می تواند به او کمک کند تا با این ایده راحت تر کنار بیاید. هنگامی که دیگر بزرگسالان مورد اعتماد او را تشویق به این کار می کنند، ممکن است تمایل بیشتری برای درمان داشته باشد.

صحبت کردن در مورد آنچه در طول درمان اتفاق می افتد نیز می تواند به حذف ابهام این روند کمک کند. اگر به نظر می رسد نگران بستری شدن یا اجبار برای مصرف دارو هستند، توضیح دهید که درمانگر به افکار آنها گوش می دهد، بدون قضاوت از آنها حمایت می کند و به آنها کمک می کند راه هایی را برای داشتن احساس بهتر کشف کنند.

چگونه به فرزند افسرده خود کمک کنیم؟

4. کمی آنها را از سستی خارج کنید.

تشویق نوجوان به فعالیت و مشارکت در امور خانه می تواند به او کمک کند تا همچنان احساس حمایت کند. با این حال، درک کنید ممکن است مواقعی وجود داشته باشد که آنها تمایلی به انجام کاری ندارند.

به یاد داشته باشید، افسردگی یک بیماری است. اگر آنفولانزا داشتند، می توانستید در مورد کارهای خانه و کارهای مدرسه به آنها استراحت دهید، درست است؟ افسردگی نیز می تواند انرژی آنها را از بین برده و مانع از آن شود که مانند همیشه تلاش کنند.

نوجوانانی که دچار افسردگی هستند معمولا دچار مشکلات زیر می شوند:

  • تمرکز کردن برایشان سخت تر از حد معمول است.
  • آهسته تر از حد معمول حرکت می کنند.
  • هنگامی که مرتکب اشتباه می شوند، ناامید شده و بیش از حد خود را سرزنش می کنند

آنها را تشویق کنید تا آنچه می توانند انجام دهند و به جای انتقاد از فراموشی، به آنها برخی موارد را یادآوری کنید.

سعی کنید با گفتن مواردی مانند: “مهلت ثبت نام برای کلاس ها دارد تمام می شود” ، یا “آیا برای امتحانات نیاز به مطالعه نداری؟” ، استرس را در مورد تکالیف مدرسه افزایش ندهید. به احتمال زیاد، آنها خود به اندازه کافی تحت فشار هستند و خود را سرزنش می کنند. در عوض، در انجام تکالیف خانه و یافتن راه هایی برای مدیریت بیشتر وظایف، به او کمک کنید.

به عنوان مثال، اگر آنها یک پروژه تحقیقاتی دارند، موارد زیر را انجام دهید:

  • با آنها در مورد موضوع تحقیق هم فکری کنید.
  • درباره مواردی که باید در یک طرح کلی گنجانده شود، صحبت کنید.
  • آنها را برای یافتن منابعی برای مطالب مورد نیاز خود به کتابخانه ببرید.

ویتامین هایی که تو رژیم غذاییت مصرف می کنی کافی نیست؟ بدنت به ویتامین های بیشتری نیاز داره؟بهت پیشنهاد می کنم ویتامین هایی که بی نسخه داره رو ببینی و هرچی بدنت نیاز داره رو براش تأمین کنی.

 

5. در سبک زندگی خود به صورت خانوادگی تغییر ایجاد کنید.

تغییر شیوه زندگی می تواند فواید زیادی برای بهبود علائم افسردگی داشته باشد.

این تغییرات می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • فعالیت بدنی بیشتر
  • وعده های غذایی منظم و مقوی
  • آفتاب زیاد
  • زمان خواب مشخص
  • یک برنامه معمول شبانه برای از بین بردن استرس

گنجاندن این تغییرات در روال خانوادگی شما می تواند رفاه را برای همه بدون مشخص کردن یک فرد از خانواده بهبود بخشد. علاوه بر این، عادات جدید می تواند زمان وقت گذراند با خانواده را افزایش دهد و به نوجوان شما کمک کند احساس ارتباط و حمایت بیشتری کند.

چند مورد که می توانید امتحان کنید عبارتند از:

  • بعد از شام پیاده روی خانوادگی انجام دهید.
  • یکی دو ساعت آخر قبل از خواب را به عنوان زمان بدون دستگاه تعیین کنید و وقت خود را در کنار یکدیگر بگذرانید. به عنوان مثال یک بازی دسته جمعی انجام دهید، روی یک پازل کار کنید یا با هم به کتاب صوتی گوش دهید.
  • تا آنجا که ممکن است وعده های غذایی را به صورت خانوادگی با هم بپزید. کودکان را در برنامه ریزی و آماده سازی غذا مشارکت دهید. حتی می توانید یکدیگر را برای تهیه دستور العمل های جدید به چالش بکشید.
  • اطمینان حاصل کنید که همه در زمان مناسب به خواب بروند تا میزان خوابی که بدن آنها نیاز دارد را داشته باشند. نوجوانان هر شب به 8 تا 10 ساعت خواب نیاز دارند.

چگونه به فرزند افسرده خود کمک کنیم؟

6. فرزندتان را برای داشتن روابط دوستانه تشویق کنید.

حفظ دوستی های مهم می تواند به نوجوان شما کمک کند که همچنان روابط اجتماعی خود را حفظ کند. می توانید به طور موقت کمی از قوانین معمول خود را در مورد معاشرت کوتاه بیایید. به عنوان مثال، اگر معمولاً روی خوابیدن دیروقت یا مهمانی های شبانه شب های مدرسه حساس هستید و اجازه آنها را نمی دهید، می توانید تا زمانی که در علائم نوجوانتان بهبود حاصل شود،  در قوانین خود استثنائاتی قائل شوید.

می توانید برای قبول کردن این که قوانین را نادیده بگیرید برای فرزند خود شرط هایی از قبیل انجام تکالیف مدرسه و یا کمک برای آماده کردن شام قرار دهید.

همچنین ارزش دارد که آنها را تشویق کنید تا فعالیت یا سرگرمی جدیدی مانند کلاسهای گیتار، کلاسهای هنری یا یک ورزش را امتحان کنند. فعالیت های داوطلبانه و سایر اقدامات محبت آمیز، مانند کمک به همسایگان  نیز ممکن است به کاهش احساس افسردگی در آنها کمک کند.

اگر به لوازم بهداشتی نیاز داری بدون اینکه از خونه بری بیرون می تونی بری تو سایت بی نسخه و از بخش محصولات بهداشتی هرچه که نیاز داری رو بخری.

مواردی که باید از آنها اجتناب کرد

 

1. انتقاد و تنبیه

در شرایط عادی، ممکن است بخواهید برای کارهای ناتمام فرزند نوجوانتان یا عدم موفقیت او در امتحانات، تنبیه هایی از جمله محدود کردن زمان تماشای تلویزیون یا گرفتن تلفن همراه آنها در نظر بگیرید.

درست است که افسردگی یک مجوز برای رفتارهای نادرست نیست، اما مهم است که آثار افسردگی را از اشتباهات واقعی جدا کنیم. گرفتن تلفن همراه از فرزندتان یا گرفتن هر وسیله دیگری که راه اصلی ارتباط او با دوستانش است، در واقع ممکن است اوضاع را بدتر کند.

در عوض موارد زیر را انجام دهید:

  • به آنها اطلاع دهید که می فهمید در حال تلاش هستند و آنها را تشویق کنید تا به تلاش خود ادامه دهند. به عنوان جایگزینی برای زمان تماشای تلویزیون ، می توانید به آنها پیشنهاد دهید تا دوستان خود را برای مطالعه یا بازی دعوت کنند و یا با یکدیگر بیرون بروند.
  • برای یافتن راه حل با هم همکاری کنید. می توانید به او بگویید: “می دانم وقتی چنین احساسی داری، پیگیری کارها سخت است. به نظرت الان چه کاری می توانی انجام دهی؟ “
  • در هر حالتی به آنها یادآوری کنید که دوستشان دارید و از آنها حمایت می کنید.

چگونه به فرزند افسرده خود کمک کنیم؟

2. قضاوت در مورد رفتارهای خودآزاری

می تواند برای شما بسیار ناراحت کننده باشد که متوجه شوید نوجوان شما شروع به زخمی کردن خود و یا صدمه زدن به شیوه های دیگر کرده است. اگرچه خودآزاری چیزی نست که بتوان آن را نادیده گرفت، اما این را بدانید که خودآزادی به این معنا نیست که فرزند شما قصد دارد خودکشی کند.

ممکن است شما به طور غریزی در اسرع وقت در صدد جستجوی اتاق او برآیید و وسایلی که می تواند با آنها خودآزاری کند را دور بیندازید، و یا بدن او را مرتب بررسی کنید، یا چشم از او بر ندارید. اما این کارها تنها فرزندتان را شرمنده خواهد کرد و باعث می شود از شما دور گردد.

یک پاسخ دلسوزانه و بدون قضاوت همیشه مفیدتر واقع می شود:

  • از او بخواهید در مورد احساساتی که موجب می شود به خودش صدمه بزند، برایتان توضیح دهد.
  • به او بگویید: “می فهمم که درد زیادی داری، اما من نگران امنیت تو هستم. به نظر تو می تونیم بعضی کارها رو امتحان کنیم که جایگزین این رفتار بشن و به تو کمک کنن حس بهتری داشته باشی؟”

 

3. شخصاً امور را در نظر بگیرید

ممکن است فرزند شما همیشه مایل نباشد در مورد احساسات خود صحبت کند یا پیشرفتی را که در درمان داشته با شما به اشتراک بگذارد. مطمئناً، شما می خواهید بدانید که آنها در حال بهتر شدن هستند، اما فشار آوردن به آنها کمکی به احساس راحتی فرزندتان برای صحبت در مورد وضعیتش نخواهد کرد.

مهم است که در مورد عوارض جانبی درمان یا تکرار افکار ناراحت کننده مطلع شوید. اگر در حال حاضر فرزندتان حاضر به صحبت با شما نیست، به او یادآوری کنید که هر زمان که آمادگی صحبت کردن را پیدا کرد، آنجا هستید و به او فرصت دهید تا در وقت مناسب خود با شما صحبت کند.

 

وقتی که زمان کمک فوری فرا می رسد

همه افراد مبتلا به افسردگی به خودکشی فکر نمی کنند. بسیاری از افرادی که افکار خودکشی دارند هرگز برنامه ای برای آن نمی چینند و اقدام به خودکشی نمی کنند. با این اوصاف، شما باید هرگونه اشاره ای به خودکشی را جدی بگیرید.

در صورت مشاهده هر یک از علائم زیر در فرزند خود، زمان آن رسیده است که بلافاصله از پشتیبانی حرفه ای استفاده کنید:

  • نوشتن داستان یا شعر در مورد مرگ
  • نشان دادن رفتارهای مخاطره آمیز، از جمله مصرف مواد مخدر یا الکل
  • صحبت از مردن یا خواستن راهی برای رهایی آنها از درد
  • کناره گیری بیشتر از دیگران
  • صحبت در مورد اینکه دیگران بدون آنها زندگی بهتری خواهند داشت
  • واگذاری اموال شخصی

اگر به شما بگویند به خودکشی فکر می کنند:

بپرسید که آیا آنها برنامه درمانی در زمینه بحران یا امنیت داشته اند یا خیر و این مراحل را دنبال کنید.

آنها را برای راهنمایی در مراحل بعدی نزد درمانگر خود ببرید.

از تنها گذاشتن آنها در زمان بحران خودداری کنید و اطمینان حاصل کنید که به سلاح یا دارو دسترسی نداشته باشند.

 

نتیجه نهایی

شما فرزند خود را می شناسید، بنابراین احتمالاً وقتی چیزی درست نیست آنرا خواهید فهمید. اگر به نظر می رسد به طور مرتب بی حوصله یا تحریک پذیر هستند، در مورد دریافت کمک برای افسردگی با آنها صحبت کنید.

مهمتر از همه، فراموش نکنید که تاکید کنید که شما در کنار آنها هستید و برای حمایت از آنها هر کاری که لازم باشد انجام خواهید داد. آنها ممکن است شما را پس بزنند، اما به حرف های شما گوش می دهند و کلمات شما می توانند تفاوت ایجاد کنند.

به یاد داشته باشید افسردگی تقصیر هیچکس نیست – نه آنها و نه شما.

منبع: www.healthline.com